نشست زنان، صلح و امنیت؛ حمایت واقعی یا بهره‌برداری سیاسی؟

نشست زنان، صلح و امنیت؛ حمایت واقعی یا بهره‌برداری سیاسی؟

بر اساس یادداشتی که لیبریا در اختیار کشورهای عضو سازمان ملل قرار داده است، اجرای این دستورکار با وجود پیشرفت‌های گذشته همچنان با چالش‌هایی مانند مشارکت محدود زنان در فرایندهای صلح، کمبود منابع مالی پایدار و ضع…

۳ دقیقه مطالعه ۳ بازدید
۰

بر اساس یادداشتی که لیبریا در اختیار کشورهای عضو سازمان ملل قرار داده است، اجرای این دستورکار با وجود پیشرفت‌های گذشته همچنان با چالش‌هایی مانند مشارکت محدود زنان در فرایندهای صلح، کمبود منابع مالی پایدار و ضعف در اجرا و پاسخ‌گویی روبه‌روست. همچنین درگیری‌های مسلحانه، زنان و دختران را با پیامدهایی همچون خشونت جنسی، آوارگی و دشواری دسترسی به خدمات بهداشتی و کمک‌های بشردوستانه مواجه کرده است.

این نشست بر راهکارهای افزایش مشارکت زنان در مذاکرات صلح و میانجی‌گری، تأمین منابع مالی لازم، تقویت نقش سازمان‌های جامعه مدنی و نظارت بر اجرای تعهدات بین‌المللی متمرکز خواهد بود. هدف اعلام‌شده نیز تبدیل تعهدات سیاسی به اقدامات عملی برای حمایت از زنان و دختران و تقویت نقش آنان در پیشگیری از درگیری‌ها و برقراری صلح پایدار است.

اما این نشست در حالی برگزار می‌شود که بیش از دو دهه از تصویب قطعنامه ۱۳۲۵ درباره زنان، صلح و امنیت می‌گذرد، اما همچنان زنان و دختران در مناطق درگیر جنگ با خشونت، آوارگی و محرومیت از ابتدایی‌ترین خدمات مواجه‌اند. تأکید بر حمایت از زنان در شرایط جنگی و افزایش نقش آنان در برقراری صلح، در ظاهر هدفی ضروری و قابل دفاع است؛ اما در کنار این هدف، پرسش مهمی نیز مطرح می‌شود: آیا مسئله زنان همواره با هدف بهبود واقعی زندگی آنان دنبال می‌شود یا ممکن است در برخی موارد، به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل شود؟

برای پاسخ به این پرسش، باید میان حمایت واقعی از زنان و استفاده سیاسی از مسئله زنان تمایز قائل شد. حمایت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که به کاهش خشونت، تأمین امنیت، دسترسی به خدمات درمانی و کمک‌های انسانی و فراهم‌شدن زمینه بازسازی زندگی زنان و خانواده‌هایشان منجر شود. در مقابل، اگر رنج زنان در سخنرانی‌ها و اسناد بین‌المللی برجسته شود، اما اقدامات عملی متناسب با نیازهای آنان صورت نگیرد، فاصله میان ادعا و عملکرد به مسئله‌ای جدی تبدیل خواهد شد.

اگر شمار زنان حاضر در مذاکرات افزایش یابد، ولی زنان در مناطق جنگی همچنان از امنیت، سرپناه، خدمات درمانی و حمایت‌های ضروری محروم باشند، نمی‌توان صرفاً با استناد به افزایش مشارکت سیاسی، از تحقق اهداف این دستورکار سخن گفت.

از سوی دیگر در عرصه سیاست بین‌الملل، دفاع از حقوق زنان می‌تواند به بستری برای کسب مشروعیت سیاسی، اعمال فشار بر دولت‌ها یا توجیه برخی سیاست‌ها تبدیل شود. در چنین شرایطی، ممکن است رنج زنان در کانون توجه قرار گیرد، اما نه لزوماً برای رفع رنج آنان؛ بلکه برای تقویت یک گفتمان سیاسی یا پیشبرد اهدافی که فراتر از نیازها و مطالبات واقعی زنان تعریف شده‌اند.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که حمایت از زنان به معیار یا ابزاری برای ارزیابی دولت‌ها تبدیل شود، بی‌آنکه عملکرد بازیگران بین‌المللی و پیامدهای سیاست‌های خود آنان به همان اندازه مورد بررسی قرار گیرد. در این صورت، زنان به‌جای آنکه موضوع اصلی حمایت باشند، ممکن است به ابزاری در رقابت‌های سیاسی و گفتمانی تبدیل شوند.

 ازاین‌رو، پرسش اساسی این است: آیا دستورکار زنان، صلح و امنیت، بیش از هر چیز در خدمت امنیت، حقوق و مطالبات واقعی زنان در مناطق جنگی قرار دارد یا در برخی موارد، مسئله زنان نیز به یکی از ابزارهای پیشبرد سیاست بین‌الملل تبدیل شده است؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم سنجش تعهدات اعلام‌شده در برابر عملکرد واقعی و پیامدهای آن برای زندگی زنان است.

فاطمه سرخ‌حصاری

این مطلب برایت مفید بود؟

دیدگاه‌های شما

۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است. شما آغازگر گفت‌وگو باشید.

مطالب مرتبط

همهٔ مطالب این دسته