
هالوین در تهران؛ بتپرستی با لباس تفریح
هالووین کجای زندگی ما میخورد؟ هیچکجا. این مراسم از پایه بتپرستانه است؛ ریشهاش در جشن «سَمِین» سلتیهاست. سلتیها اقوامی بتپرست در اروپای غربی بودند که حدود دو هزار سال پیش میزیستند و اعتقاد داشتند در شب ۳۱…
منتشر شده در
هالووین کجای زندگی ما میخورد؟ هیچکجا. این مراسم از پایه بتپرستانه است؛ ریشهاش در جشن «سَمِین» سلتیهاست. سلتیها اقوامی بتپرست در اروپای غربی بودند که حدود دو هزار سال پیش میزیستند و اعتقاد داشتند در شب ۳۱ اکتبر مرز میان جهان زندگان و مردگان از بین میرود و ارواح و شیاطین به زمین بازمیگردند. برای همین آتش میافروختند و لباسهای ترسناک میپوشیدند تا ارواح خبیث را دور کنند.
مسیحیت هم بعدها نتوانست این آیین را حذف کند و فقط اسمش را عوض کرد. حالا ما به عنوان یک مسلمان و ایرانی، داریم آیین بتپرستان اروپایی را با لباس و آرایش و کافههای تزئینشده بازسازی میکنیم و اسمش را میگذاریم تفریح! نه این تفریح نیست. این دیگر نهایت خودباختگی است.
واقعاً چه شده که دختر و پسر ایرانی برای یک شب هیجان، چشم به تقویم غرب دوختهاند؟ چرا باید شادی را از آنسوی مرزها گدایی کنیم؟ ما نوروز داریم، یلدا داریم، چهارشنبهسوری داریم، محرم و عید داریم. فرهنگ ما پر از شعر و موسیقی و قصه و دورهمی است. اما انگار برای نسل امروز، هرچه از غرب بیاید جذابتر است و هرچه از خودمان داریم، کهنه و بیهیجان. این خودباختگی فرهنگی است، هیچ اسم دیگری ندارد.
و بدتر از آن، کسانی که این روند را تشویق میکنند و به جای دفاع از هویت ایرانی، در برابر هر موج وارداتی سر تعظیم فرود میآورند. و تلختر از همه، انفعال متولیان فرهنگی است. کافهها و فروشگاهها هفتهها قبل برای هالووین تبلیغ میکنند، صفحات مجازی پر از تصاویر رنگارنگ میشود، اما برای مناسبتهای خودمان چه کردهایم؟ چه خلاقیتی؟ چه سرمایهگذاری؟ مسئولانی که میبینند و سکوت میکنند، در این تهاجم فرهنگی شریکند. رسانههایی که به جای معرفی داشتههای ایرانی، الگوهای وارداتی را تبلیغ میکنند، مقصرند. سکوت در برابر این روند، خیانت به فرهنگ این سرزمین است.
البته تقصیر فقط گردن جوانها نیست. وقتی سالهاست مناسبتهای بومی را به برنامههای تکراری و کلیشهای محدود کردهایم، وقتی نتوانستهایم با زبان نسل جدید حرف بزنیم، نباید از استقبال آنها از الگوهای آماده غربی تعجب کنیم. اما این ناکامی، توجیهی برای تقلید کورکورانه نیست. شناختن فرهنگ دیگران ایرادی ندارد، اما مصرفکننده بیچونوچرای مناسبتهای آن شدن، فاجعه است.
البته که ما قرار نیست در برابر جهان دیوار بکشیم، اما چرا باید آنقدر از خودمان فاصله بگیریم که جذابیت را فقط در فرهنگ دیگران ببینیم؟ هالووین در ایرانشهر نشانهای است که باید جدی گرفته شود. نشانهای از اینکه بخشی از جامعه ما برای متفاوتبودن، به جای تکیه بر داشتههای خودش، به دنبال نسخههای آماده آن سوی مرزهاست. ریشه این جشن بتپرستانه است و ما داریم با افتخار بازسازیاش میکنیم. چرا باید دختر ایرانی برای تجربه شادی، فرهنگ بتپرستان غربی را به عاریت بگیرد؟ این راه، به هیچجا نمیرسد جز فراموشی خودمان.
فائزه آقامحمدی
این مطلب برایت مفید بود؟
دیدگاههای شما
۰ دیدگاههنوز دیدگاهی منتشر نشده است. شما آغازگر گفتوگو باشید.